پارت نوزده :

از زیرزمین بیرون زد، کاور ضد آبی رو گچ دستش کشید و داخل حمام رفت، آب گرم شبیه مسکن سردردش و ذهنش پرحرفش را ساکت کرد. به خودش و رد عمیق سیم دور گلویش داخل آینه بخار گرفته حمام خیره شد و تمام آن ثانیه‌های خفگی و لبخند سیامک، خم شدن جلوی سالار و سکوت کبیر، نگاه پرحرف شیلا و ترس ملودی…همه و همه پس ذهنش رنگ گرفت و او خیره به همان رد کبودی خون‌مرده، طرز نگاه یک‌به‌یکشان را داخل انعکاس نگاه خوØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت روزبه در رمان میخکوب روزبه
تصویر شخصیت کبیر پاکزاد در رمان میخکوب کبیر پاکزاد
تصویر شخصیت شیلا در رمان میخکوب شیلا
تصویر شخصیت سالار راد در رمان میخکوب سالار راد
تصویر شخصیت بنیاد شرافت در رمان میخکوب بنیاد شرافت
تصویر شخصیت شهداد پاکزاد در رمان میخکوب شهداد پاکزاد
تصویر شخصیت شخص مرموز در رمان میخکوب شخص مرموز
تصویر شخصیت حاذق راد در رمان میخکوب حاذق راد
تصویر شخصیت عارف در رمان میخکوب عارف
تصویر شخصیت محیا ملکی در رمان میخکوب محیا ملکی
تصویر شخصیت ملودی در رمان میخکوب ملودی
تصویر شخصیت عظیم پاکزاد در رمان میخکوب عظیم پاکزاد
تصویر شخصیت مهتاب و دو دخترش آلا و آوا در رمان میخکوب مهتاب و دو دخترش آلا و آو
تصویر شخصیت بی‌بی در رمان میخکوب بی‌بی
آخرین نظرات ارسال شده
  • حسینی

    2

    این پارت مشخص شد روزبه خانواده نداره وتنها. آدم زندگیش شهداد پس بهش حق میدم آنقدر نگرانش باشه و فکر کنم با این اتفاقات سالار همچنان آدم خطرناکی باشه

    ۳ روز پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    درست گفتی عزیزم روزبه آدم تنهاییه و سالار ادم خطرناک

    ۲ روز پیش
  • نفس

    1

    هرچی میره جلوتر کنجکاو در میشم ببینم ادامه چی میشه عالیهه

    ۳ روز پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    خوشحالم چنین نظری داری نفس جان میتونم بگم از هوده خیلی بالاتره

    ۲ روز پیش
  • نفس

    0

    خب کم کم داره همه چی واقعا جدیتر میشه انگار تا الان جدی نبود😂😄 روزبه هم طفلکیه هاا یتیم بوده این بدبختم همه به بدبختی دارن تو این رمان

    ۳ روز پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    خوب گفتی واقعا😂😂اره روزبه هم طفلکی بوده

    ۲ روز پیش
  • نرگس

    1

    واقعا نمیشه در مورد این رمان چیزی گفت به معنای واقعی کلمه عالی چون هر موقع که میخوای یه حدس کوچیک بزنی باز یه معمای جدید طرح میشه واقعا خسته نباشید نویسنده جان😍🥰😘

    ۳ روز پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    خوشحالم رمان رو دوست داری عزیزم کلی معما مونده و هنوز رمان به شروع اصلی نرسیده اینا همه مقدمه چینیه

    ۲ روز پیش
  • نرگس

    1

    اینا همشون باید یه مشکلی تو زندگیشون داشته باشن اینم از روزبه بدبخت که خانواده نداره

    ۳ روز پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    دقیقا عزیزم همه شخصیتا یه مشکلی دارن حالا کلی شخصیت هنوز وارد رمان نشدن

    ۲ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️